پیام ٢٨ مهر ١٣٩۵

۵  شهرالعلم  ١٧٣
٢٨  مهر ١٣٩۵

احبّای صبور و ممتحن مهد امر الله ملاحظه فرمایند

در ایّامی که برادران و خواهران روحانی شما با شعف و سرور فراوان مشغول فراهم آوردن تمهیدات لازم برای برگزاری جشنوارۀ افتتاح اوّلین امّ‌المعابد قارّۀ امریکای جنوبی بودند، خبر قتل جناب فرهنگ امیری در شهر یزد موجب حزن و اندوه عمیق این جمع گردید.  کمک اهالی محل در دست‌گیری سریع یکی از مجرمین، اقدامات اوّلیّۀ مأمورین پلیس، و آمادگی وکیل مدافع برای مساعدت قانونی گویای این واقعیّت است که بخش‌های مختلف اجتماع در آن سرزمین مقدّس همگی از ظلم و ستم بیزارند و این عمل شنیع را تقبیح می‌نمایند.  جدّیّت بازپرس مسئول و وعدۀ رسیدگی به این واقعۀ محزنه بر اساس تساوی کلّیّۀ شهروندان در برابر قانون خبری نویدبخش است.  گزارش‌های واصله، حال این نکته را روشن می‌سازد که تعصّبات مذهبی انگیزۀ اصلی این قتل بوده است.  ایرانیان روشن‌ضمیر و جامعۀ بین‌المللی اکنون مشتاق‌اند بدانند که روند اجرای عدالت چه خواهد بود و اقدامات تحریک‌آمیز و جوّ موجودی که ارتکاب چنین اعمالی را ممکن می‌سازد کی پایان خواهد یافت.

خانوادۀ فرهنگ امیری در گذشتۀ ایّام در راه سقایت شجرۀ امر الهی جان نثار کرده و مظالمی فراوان متحمّل شده‌اند.  آن نفس نفیس نیز خود طیّ سالیان بعد از انقلاب اسلامی صدمات متعدّدی را به خاطر انتساب به نام مبارک حضرت بهاءالله با رضایت خاطر پذیرفت و با مناعت طبع به زندگی شرافت‌مندانۀ خویش ادامه داد.  انگیزۀ اعمالش اعتقاد به یگانگی نوع بشر، رفع تعصّبات، و خدمت به وطن مألوف بود.  در بین همسایگان به محبّت و ملاطفت و به درایت و تواضع معروف بود و با انقطاع از امور دنیوی به امرار معاش می‌پرداخت و با احدی مشکلی نداشت.  محیط خانواده‌اش مملوّ از عشق و عطوفت بود و فرزندانش را تشویق می‌کرد که زندگی خود را به زیور امانت و صداقت مزیّن نمایند.  آن روح پاک و آن قلب بی‌کینه و تابناک در سنّ شصت و سه سالگی با مظلومیّت تام جان شیرین فدا کرد، علم شهادت عظمی برافراخت، در عالم بالا به بزم لقا پیوست و در ملکوت ابهی به محضر دیگر شهدای این امر نازنین از جمله پدر بزرگوار و شش تن دیگر از خویشاوندانش که همگی شصت و یک سال پیش در هرمزک یزد جان خود را در راه امر جمال اقدس ابهی فدا نمودند عزّ ورود یافت.

تحیّات قلبی و مراتب تسلیت صمیمانۀ خود را به همسر عزیز، فرزندان گرامی، مادر محترم و دیگر بازماندگان آن متصاعد الی ‌الله تقدیم می‌داریم و در اعتاب مقدّسۀ علیا برای ارتقای روح پرفتوحش و هم‌چنین جهت سکون و آرامش کلّیّۀ اعضای آن خاندان مؤمن و محترم دعا می‌کنیم.

[امضا: بیت العدل اعظم]

 

پیام ۲۴ مهر ۱۳۹۵

۱  شهرالعلم  ۱۷۳
۲۴  مهر  ۱۳۹۵

یاران و یاوران ممتحن جمال قدم در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

در این ایّام پر شور و شوق که در حضور مقامات بلند‌پایۀ کشور شیلی از ‌جمله نمایندۀ ارشد رئیس جمهور آن مملکت، امّ‌المعابد امریکای جنوبی در دامنۀ رشته کوه‌ آند در نهایت متانت، روحانیّت و عظمت افتتاح گشته است، هزاران نفر از ستایندگان اسم اعظم نیز در شهر سانتیاگو گردهم آمده‌اند تا به یاد فداکاری‌های نیاکان روحانی خویش که ندای حضرت مولی ‌الوری را در مراحل پیشین نقشۀ آسمانیش اجابت کرده و به آن سرزمین مهاجرت نمودند، و هم‌چنین به یاد نفوس پاک‌دل و مستعدّ آن مرز و بوم که پیام جمال ابهی را پذیرفته و به متابعت از تعالیم مبارکش جهت بنای مدنیّت الهی که ارمغان آن حضرت است کمر همّت بستند، تأسیس این معبد مشعشع و رفیع ‌الشّأن را جشن گیرند.  پرتو آن تعالیم ربّانی و بازتابش در جوامع بهائی پویا در آن منطقه از کرۀ ارض اکنون در بنایی متین با طرحی نوین در مکانی بس دل‌نشین متجلّی گشته است.  این بنیان قویّ ‌الارکان همگان را یکسان از هر قوم و هر نژاد و هر آیین با آغوشی باز پذیرا می‌شود و با ملحقات عامّ ‌المنفعۀ آتیه‌اش نمادی است درخشان از مفهوم وحدت عالم انسان و خدمت به نوع بشر در حیطۀ امکان.  آن روند روحانی که با نزول حکم محکم مشرق‌الاذکار از قلم اعلی آغاز گشت و با احداث امّ‌المعابد در هر یک از قارّات جهان طیّ سالیان متمادی و علی‌رغم مشکلات بی‌شمار ادامه یافت، اینک با تکمیل آخرین مشرق‌الاذکار قارّه‌ای وارد مرحلۀ جدیدی گردیده که طلیعۀ آن، تأسیس مشارق اذکار ربّ قدیر در سطح ملّی و محلّی است.  این مشتاقان با وقوف به این حقیقت که انتشار آیین نازنین آن محبوب عالم و استقرار مؤسّسات امر اعظمش در سراسر دنیا تا چه حدّ همیشه مرهون ایثار و فداکاری‌های پیروان باوفایش در مهد امر الله بوده است، در این لحظات تاریخی به ذکر خیر شما عزیزان مشغولیم که همواره چون پروانه گرد شمع جمالش بال و پر سوزانده‌ و هر بلایی را در سبیل حضرت رحمن تحمّل نموده‌اید.  ای دل‌باختگان روی بهاء، حال ملاحظه نمایید که انتصارات حاصله چگونه مصداق این بیت جان‌فزا از مثنوی مبارکش گشته است:

ای جمال ‌الله برون ‌آ از نقاب              تا برون آید ز مغرب آفتاب

[امضا: بیت العدل اعظم]

پیام ١٤ اکتبر ٢٠١٦ خطاب به احبّای مجتمع در سانتیاگو

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به احبّای مجتمع در سانتیاگو، شیلی
به مناسبت افتتاح امّ‌المعابد امریکای جنوبی
(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)

١٤ اکتبر ٢٠١٦

دوستان عزیز و محبوب،

با سرور موفور، اشواق قلبی خود را به شما عزیزان در این ایّام تاریخی ابلاغ می‌داریم، ایّامی که پس از مجهودات خالصانۀ عالم بهائی شاهد توفیقی عظیم می‌باشد.  فرایند بنای مشارق‌ اذکار، اقدامی که بدایت آن را در ایّام حیات جمال قدم می‌توان یافت، به مرحله‌ای رسیده است که امروز در هر یک از قارّات عالم یک امّ‌المعابد بهائی مرتفع است.  سه معبد از این معابد جلیله حال در امتداد محوری سرتاسری، در قارّۀ امریکا قرار دارد که شما عزیزان اکنون در نقطۀ جنوبی آن جمع گشته‌اید زیرا که طبق خواستۀ حضرت ولیّ محبوب امر الله پایتخت شیلی بود که می‌بایست محلّ استقرار اوّلین مشرق‌الاذکار امریکای جنوبی گردد.  این مشرق‌الاذکار با عظمت و شکوه و در کمال زیبایی و جلال اکنون کل را به عبادت خالق متعال و ربّ مختار و مطلع انوار دعوت می‌نماید.

آیات مهیمن کتاب مستطاب اقدس خطاب به رؤسای جمهور کشورهای قارّۀ امریکا علاوه بر فرمان متین مبارک حضرت ربّ اعلی به "اهل ‏المغرب" مبنی بر قیام به نصرت امر مبارکش، این کشورها را در شمال و جنوب آن قارّۀ وسیع به افتخار و وظیفه‌ای پایدار مخصّص می‌فرماید.  آن بیانات غنی و منیع ارتباط نزدیک آیین بهائی با سرزمین امریکای جنوبی را رابطه‌ای ابدی می‌سازد.  با تحسین و تکریم فراوان، این مشتاقان خدمات دلیرانه و فداکاری‌های مؤمنینی را به یاد می‌آوریم که برای اوّلین بار نام مبارک حضرت بهاءالله را به این قارّه معرّفی نمودند و با عزمی جزم منبعث از دعوت الواح ملکوتی حضرت عبدالبهاء و تأکیدات حضرت شوقی ربّانی مندرج در هدایات مکرّره برای اجرای نقشه، به کشورهای امریکای لاتین مهاجرت نموده به پرورش جوامعی پرداختند که بالمآل موفّق به تشکیل محافل محلّی و نهایتاً محافل روحانی ملّی شدند — جوامعی که حضرت ولیّ‌امرالله آنها را به عنوان "هم‌کاران مجریان اصلی نقشه‌ای که میراث عظیم حضرت عبدالبهاء است" (ترجمه) خطاب فرموده‌اند.  موفّقیّت در مجهودات تبلیغی در مقیاسی وسیع نمایان‌گر خلوص نیّت و بیداری روحانی ساکنان متنوّع این قارّه و آمادگی آنان برای پذیرش پیام الهی بود.  یکی از چشم‌گیرترین موفّقیّت‌های آن دوران همانا اشتیاق مردمان بومی امریکای جنوبی در قبول پیام و امر مبارک حضرت بهاءالله و شناسایی قدرت کلام الهی در آزادسازی روح انسانی و تقلیب جامعۀ بشری بود.  احبّای الهی در قبال چنین پیشرفت‌هایی وظیفۀ خطیر یادگیری برای حفظ تداوم فرایند ترویج و تحکیم سریع امر الله را پیش گرفتند.  تمامی عالم بهائی از بینش‌های حاصله از تجارب کسب شده در این منطقه از جهان بهره‌مند شده است و مجهودات کنونی مؤمنین امریکای جنوبی در راه انتشار امر مبارک و بنای جوامعی بر بنیان روحانی همواره الهام‌بخش دیگر احبّای جهان می‌باشد.  پس چقدر شایسته است که در زمانی که ملل و نحل نیم‌کرۀ غربی بیش از پیش نیازمند استفاضه از انوار تعالیم الهیّه هستند، مشعل روحانی پرقدرتی اکنون در دامنۀ سلسه کوه‌های آند در تلألو و نورافشانی کامل است.

مشرق‌الاذکار "از اعظم تأسیسات عالم انسانیست" و با ملحقاتش نمایان‌گر دو جنبۀ اساسی و لاینفکّ حیات بهائی یعنی عبادت و خدمت است.  در مقام نمادی پرقدرت و عنصری اساسی از مدنیّت الهی که ظهور حضرت بهاءالله همۀ اهل عالم را به سوی آن دعوت می‌نماید، مشرق‌الاذکار مرکز توجّه همگان در هر جامعه‌ای می‌گردد.  حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "مشرق‌الاذکار نفحات قدسش روح‌بخش کلّ ابرار" است.  تأثیراتش براستی چنان است که می‌تواند تمامی یک قوم یا جمعیّت را به سوی احساسی عمیق از مقصد مشترک نائل گرداند.  دیدگان عالم بهائی در این لحظات پرشور ناظر بر این مشرق‌الاذکار جدید التّأسیس می‌باشد و اطمینان داریم که این پیروزی که آرزویی دیرینه بوده موجب سرور و حبور کلّیّۀ احبّا در سراسر عالم خواهد شد.  البتّه آنان صرفاً به فرح و شادمانی در بین خود اکتفا نخواهند کرد.  شایسته است که با الهام از آنچه این بنیان عظیم ‌الشّأن به خاطر آن مرتفع گردیده سعی ‌کنند دیگران را نیز به کشف این سرور دائمی که منبعث از ذکر و ثنای الهی و خدمت به عالم انسانی است دعوت نمایند.

سر تعظیم و تکریم بر آستان جمال قدم فرو می‌آوریم که پیروان مخلص خود را قادر ساخته است که چنین معبد جلیل القدری از شیشه، سنگ و نور بنا نهند که احساسات تقدیس و تنزیه را پرورش می‌دهد.  این سپاس و امتنان آرزوی قلبی این جمع را برای فرارسیدن روز پرشکوهی افزون می‌نماید که موهبت داشتن مشرق‌الاذکار به هر شهر و هر دهکده عطا گردد و در این راستا با اشتیاق ابتدا ناظر به کشورهایی هستیم که در آنها مشارق اذکار ملّی و محلّی در حال تأسیس است.  باشد که منظر پرشکوه آنچه جامعۀ اسم اعظم اکنون در سانتیاگو به اتمامش نائل آمده مشوّق و محرّک مؤمنین وفادار در سراسر عالم گردد تا بر شدّت و حدّت خدمات خویش به آستان جمال اقدس ابهی در راه بهبود عالم بیفزایند.

[امضا:  بیت العدل اعظم]
 

پیام ٢٣ ژوئن ٢٠١٦

۱  شهرالرّحمة  ۱۷۳
۲۳  ژوئن  ۲۰۱۶

ارسال از طریق الکترونیکی

سرکارخانم …
نیوزیلند

دوست عزیز روحانی،

لطفاً مطالب ذیل را به آقایان … و … ابلاغ فرمایید.

در تاریخ ۱۲‌ مه ۲۰۱۶ مکتوب آن یاران گرامی حاوی شرحی در بارۀ محدودیّت‌های اقتصادی وارده بر جامعۀ بهائی … و سایر نقاط ایران و پرسش‌هایی در این خصوص به بیت العدل اعظم الهی واصل گشت.  مقرّر فرمودند به شرح ذیل مرقوم گردد.

توجّه شما به مصالح امری و آمادگی شما برای تحمّل شداید و بلایا در سبیل امر الله و تصمیم به ادامۀ اقامت در آن دیار قابل تمجید فراوان است.  معهد اعلی از معضلات عدیده‌ای که مغرضین برای احبّای ستم‌دیدۀ … و دیگر شهرها به علّت تعطیل کردن محلّ کسب و کار خود در ایّام محرّمۀ بهائی به وجود آورده‌اند کاملاً آگاهند.  این اقدامات غیر قانونی از طرف بعضی از اولیای امور بدون شک بخشی از طرح موجود برای ایجاد خفقان اقتصادی در جامعۀ بهائی آن کشور است تا به زعم باطل خویش ارادۀ احبّا را تضعیف و عزم راسخ آنان را برای اقامت در ایران متزلزل سازند.

جهانیان و هم‌وطنان عزیز شما اکنون بر این نکته واقفند که بهائیان با وجود فشارها و تضییقات گوناگون، به خاطر عقاید روحانی خود و با توجّه به آرمان‌های متعالی خویش در راه سر‌بلندی ایران، سکونت در وطن را بر جلای آن ترجیح داده‌‌ امیدوارند که این اقدام کمکی به ایجاد اجتماعی در آن سرزمین مقدّس بر اساس حکم قانون، عدل و انصاف، احترام به حقوق شهر‌وندی و متمایز به وحدت در کثرت ‌باشد.

بر طبق منشور بین‌المللی حقوق بشر که به امضای اکثر ممالک از جمله ایران رسیده، آزادی تمسّک به اصول اعتقادی و رعایت مستلزمات آن در زندگی روزمرّه در زمرهء حقوق شهروندی افراد است.  حفظ حرمت ایّام متبرّکۀ بهائی، تعطیل مشروعات امری و تأسیسات متعلّق به آحاد پیروان حضرت بهاءالله، و عدم اشتغال به کار در این ایّام از جمله فرایض اهل بهاء در سراسر عالم است و رعایت آن در نهایت وظیفه‌ای است روحانی که هر مؤمن مخلص فرداً و وجداناً موظّف به اجرای آن می‌باشد.  در ممالکی که آزادی دین و عقیده محترم شمرده می‌شود بهائیان با رعایت قوانین مدنی موجود در ایّام محرّمه از کار خود دست می‌کشند، همان ‌طور که به عنوان مثال متمسّکین به مذهب شیعه در ایران در صورت تمایل با آزادی کامل در ایّام تعطیلات مذهبی خود کسب و کار را تعطیل می‌کنند.

اجرای این حکم در شرایط فعلی برای بهائیان در ایران شامل نکات ذیل می‌باشد:

۱ - مستخدمین بهائی در هر شغلی که هستند و هم‌چنین دانش‌آموزان، دانشجویان و دیگر محصّلین بهائی، باید از اشتغال به کار در ایّام محرّمه احتراز نمایند ولی اگر رؤسای مسئول‌ با این مسئله موافقت ننمایند آن وقت با اطاعت کامل و با وجدان آسوده می‌توانند به انجام وظیفۀ خود در آن روز ادامه ‌دهند.
۲ - صاحب‌کاران بهائی باید کار خود را در ایّام محرّمه تعطیل کنند حتّی اگر کارمندان غیر بهائی داشته باشند ولی اگر این اقدام شرایطی را ایجاد کند که انجام تمهیداتی از قبل برای تأمین احتیاجات عموم ضروری باشد، باید در انجام آن بکوشند و اولیای امور را از تمهیدات صورت گرفته و قصد تعطیل کردن کار خود مطّلع سازند.
۳ - در مواردی استثنایی نهاد‌های خصوصی متعلّق به بهائیان می‌توانند در ایّام محرّمه به کار خود ادامه دهند از قبیل مشروعاتی که خدمات اساسی جامعه را تأمین می‌کنند، به حفظ حیات و صحّت نفوس ارتباط دارند، و یا تأسیساتی که مستقیماً در زندگی روز‌مرّۀ اجتماع اطراف چنان اثر‌گذارند که تعطیل کوتاه‌مدّت آنها حتّی با انجام تمهیدات قبلی می‌تواند موجب اختلال امور ‌گردد.  در این قبیل موارد احبّا مجازند خدمات مؤسّسات خود را ادامه دهند ولیکن شایسته است که با اطّلاع و مشورت مسئولین امور، میزان کار را به حدّ اقلّ لازم کاهش دهند.  از جمله استثنائات دیگر البتّه زمانی است که صاحب‌کار بهائی شریک غیر بهائی داشته باشد و او مایل به ادامۀ کار در ایّام متبرّکه باشد که البتّه مجاز است ولی شریک و دیگر کارمندان بهائی از اشتغال به کار در آن روز خودداری خواهند نمود.

اولیای امور از قرار مسموع در بعضی از شهر‌ها در رابطه با تعطیل کردن اماکن صنفیِ بهائیان در ایّام محرّمه خواستار تعهّداتی از طرف صاحب‌کار بهائی شده‌اند و پیشنهاداتی نیز ارائه ‌داده‌اند از قبیل تعطیل کردن محلّ کار یک روز قبل و یک روز بعد از ایّام محرّمه، روشن گذاشتن چراغ‌های مغازه بدون داشتن کارمندی برای فعّالیّت‌های تجاری، و یا حضور کارمند بدون انجام معاملات.  اهل بهاء که همیشه مشتاق ابراز حسن نیّت و آمادۀ انجام امور با انعطاف‌پذیری کامل هستند البتّه می‌توانند در مشورت با دوستان مجرّب تعهّدات و یا پیشنهاداتی را که مغایر با روح تعلیم بهائی نیست بپذیرند و با تبادل نظر با دیگران و ملاحظۀ اوضاع محلّی و بدون جلب توجّه عمومی تدابیری بیاندیشند بدون اینکه خود را از موهبت رعایت اصول امری در این مورد محروم نمایند.  در بارۀ اجازه گرفتن از مسئولین امور برای تعطیل مغازه‌ها در ایّام محرّمه که در شرایط دیگری پیشنهاد شده است، اگر قوانین مدوّن مدنی و صنفی در شرایطی گرفتن چنین اجازه‌ای را ایجاب می‌کند، اخذ آن البتّه لازم و وظیفۀ فرد بهائی همان خواهد بود که در بند شمارۀ یک فوق در مورد موافقت رؤسای مدارس و یا محلّ کار آمده است.  ولی اگر لزوم داشتن چنین اجازه‌ای شامل حال غیر ‌بهائیان نمی‌شود و در قوانین موجود نیز پیش‌بینی نشده است کسب آن لازم به نظر نمی‌رسد چه که دالّ بر نوعی دخالت در زندگی روحانی و معنوی افراد می‌باشد.

پیام ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

۱۵  شهرالجمال  ۱۷۳
۲۳  اردیبهشت  ۱۳۹۵

احبّای عزیز کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

هشت سال از مسجونیّت اعضای سابق هیئت یاران و پنج سال از گرفتاری برخی از خادمان مؤسّسۀ علمی آزاد می‌گذرد.  بازداشت‌ها، بازجویی‌ها و محاکمات مغایر موازین بین‌المللی و حتّی بر خلاف قوانین موجود مملکتی صورت گرفت.  نتیجه برای یاران، صدور حکم بیست سال زندان بود که پس از چندی به ده سال تقلیل یافت و اگرچه بعضی از خادمین مؤسّسۀ علمی آزاد شده‌اند ولی تعدادی از آنان هنوز در زندان بسر می‌برند در حالی که حتّی یک روز مسجونیّتِ هر یک از‌ این بی‌گناهان هم ظلمی آشکار بوده و هست.

بعضی را گمان بر آن بود که این تضییقات سبب سردرگمی و نومیدی آحاد احبّا و نهایتاً موجب ضعف عمومی بهائیان آن سرزمین خواهد شد.  ولی شما پیروان باوفای جمال ‌قدم به زودی دریافتید که راه انجام امور فردی و جمعی از طریق مشورت در بین خانواده‌ها و گروه‌های کوچک به رویتان باز است.  پس با ایمان به تأییدات الهی در میدان خدمات امری قائم ماندید، به تمشیت امور پرداختید و نفوسی خدوم و مجرّب نیز برای کمک به دیگران قیام نمودند؛ دانشجویان و اساتید مشتاق هم با حمایت بی‌دریغ جامعه به تلاش در راه تسهیل کسب علم و دانش ادامه دادند؛ و کلّاً اجازه ندادید که چالش‌های جدید، شما را از اهداف متعالی زندگی و ادای مسئولیّت‌های وجدانی بازدارد.

شما البتّه به خوبی مطّلع‌اید که هدف ظهور حضرت بهاءالله استقرار تمدّنی لاشرقیّه و لاغربیّه در بسیط زمین است، تمدّنی که بر مبنای انسجام کامل نیازهای مادّی و معنوی نوع انسان استوار می‌باشد.  هم‌چنین آگاهید که ایمان به آن حضرت سرآغاز تعهّدی برای وقف زندگی فردی و خانوادگی در راه کمک به فرایند تأسیس آن مدنیّت است و می‌دانید که تحقّق این هدف از طریق تقویت و فعّالیّت سه عامل اصلی پیشبرد تمدّن یعنی افراد، جامعه و مؤسّسات صورت می‌گیرد.  از آنجایی که حفظ اصالت و جبران خسارت از جمله واکنش‌های طبیعی هر نهاد زنده و فعّال است، زمانی که ظلمت جور و جفا موجب تعطیلی مؤسّسات اداری بهائی در آن سرزمین شد شما سالکان سبیل هدی در مقام دو عامل دیگر یعنی فرد و جامعه موفّق شدید با استمداد از قوای خلّاقۀ عهد و میثاق این فقدان موقّت را تلافی نمایید.

از اینرو افراد می‌کوشند تا به مدد فکری مثبت، با روحیّۀ یادگیری و قوّۀ ابتکار شخصی به انجام وظایف روحانی فردی و دیگر خدمات امری خود ادامه دهند و در این راه یکدیگر را تشویق و مساعدت ‌نمایند؛ تلاش می‌کنند تا ترویج اصول اخلاقی، پیشبرد تربیت روحانی کودکان و نوجوانان، و بسط دیگر فعّالیّت‌های جامعه‌سازی جزئی از زندگانی روزمرّۀ آنان گردد؛ مسائل گوناگونِ حیات فردی و جمعی خویش را با حفظ وحدت و اتّحاد از طریق تبادل نظر حلّ و فصل کرده و با وجود محدودیّت‌های ظالمانه، در راه امرار معاش کوشا و در امور انسان‌دوستانه پیش‌قدم و با هم‌وطنان شریف به همکاری مشغول‌اند.  در مقابل تضییقات، صبورانه به استقامتِ سازندۀ خود ادامه می‌دهند، با شهامتی خردمندانه اتّهامات و افترائات پوچ و بی‌اساس را رد می‌کنند و با پی‌گیری اقدامات قانونی برای دفاع از حقوق حقّۀ خود منبع الهامی برای دیگر مردمان ستم‌دیده گشته‌اند.  علی‌رغم مظالم عدیده‌ نه به انتقام‌جویی و خشونت روی می‌آورند و نه برچسب قربانی بودن را می‌پذیرند بلکه برعکس، مفتخر و سربلند، با انقطاعی بی‌نظیر، همّتی خلل‌ناپذیر، اراده‌ای آهنین و ایمانی محکم و رزین، آرمان‌های ارزشمند خود را دنبال ‌می‌نمایند.

جامعه نیز آنچه در توان دارد به کار می‌گیرد تا بر تحرّک ثمربخش خود بیفزاید.  جامعه‌ای پویا و در حال رشد می‌کوشد تا محیطی فراهم آورد که در آن استعدادهای درونیِ هر یک از اعضایش — اعمّ از جدید و قدیم، زن و مرد، پیر و جوان، شهرنشین و روستایی، از هر قوم و قبیله در سراسر آن سرزمین مقدّس — شکوفا گردد و قابلیّت آنان برای مشورت و اتّخاذ تصمیم و همکاری در سطح محلّی پرورش یابد تا بتوانند به نحوی مؤثّر در جهت بهبود و پیشبرد اجتماع خدمت نمایند.  این جامعه می‌آموزد تا قرائتی صحیح از واقعیّات محیط داشته باشد، امکانات موجود را تشخیص دهد، از منابع خود استفاده نماید و به نیازها پاسخ گوید؛ متعهّد به گسترش فرهنگی برون‌گرا است که در آن همه با توافق کامل به تقویت قابلیّت‌ها برای تحقّق اهداف عالی آیین بهائی چون صلح و آشتی، ترویج وحدت در کثرت، استخلاص نوع بشر از یوغ جور و ستم و برقراری عدالت و انصاف مشغول‌اند و در اقدامات توسعۀ اجتماعی و اقتصادی و گفتمان‌های مفید اجتماع کوشا می‌باشند؛ جوانان را خادمان با کفایت عالم انسانی می‌داند و آنان را حمایت می‌نماید تا با اتّصاف به اخلاق شایستۀ مرضیّه و اعمال طیّبۀ طاهره، از قوای معنوی مدد گیرند و با اقدامات منظّم و پی‌گیر در میدان خدمت به عالم بشریّت جولان نمایند.  در چنین جامعه‌ای، همگی به مثابه اجزای یک هیکل واحد به پیش می‌روند و تلاش می‌نمایند تا کل از منابع مادّی کافی برای ادارۀ زندگی روزمرّه و خدمات امریّۀ خود برخوردار باشند.